چند رباعی عاشورایی سروده حقیر که دیروز یکشنبه دوم شهریور ماه1393 در (

باشگاه شعر آیینی) منتشر شد:

ناز نگهت به پای دل ریخته اند

دامی ست که از برای دل ریخته اند

هفتاد و دو جرعه از شراب ازلی

در ساغر کربلای دل ریخته اند

...............................

من ماندم و دل،شکسته و شیدایی

من ماندم و دل به وسعت تنهایی

گر لطف تو ای عشق مدد فرماید

زین پس من و لحظه های عاشورایی

.............................

وقتی به سر بریده میکرد نگاه

میگشت ز راز عشق بازی آگاه

هفتاد و دو غصه،یک دل دریایی

لا حول و لا قوه الا بالله

..............................

تا قطره ای از عشق به آب و گل ماست

دلدادگی و عشق و جنون حاصل ماست

آری به خدا،خدا زیارت کرده ست

شش گوشه ضریحی که درون دل ماست

............................

ای هستی کربلا به هستت،زینب(س)

ای خون حسین(ع) پای بستت،زینب(س)

با خطبه ی آتشین حیدر وارت

شد دیو ستم اسیر دستت زینب(س)

...........................

هفتاد و دو داغ گرچه اش پیر نمود

با تیغ نگاه،کار شمشیر نمود

با هیبت حیدری قدم بر میداشت

این گونه امیر شام تحقیر نمود

..........................

در آتش عشق شعله ور میگردی

از هر چه که هست بی خبر میگردی

با قامت بی قعود تا شط رفتی

با سجده ی بی رکوع بر میگردی

................................

آن روز که پشت خیمه ها محشر بود

هنگام عزا گرفتن کوثر بود

یک عرش فرشته بود و یک مرد غریب

تشییع جنازه ی علی اصغر بود

محمد حسین تقوایی